پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
یک عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک طی متنی کوتاه به تحلیل گزینه های ایران و آمریکا و تأثیرات آن پرداخت.
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، دنیس سیترونوویچ عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در صفحه توییتر خود نوشت:
چهارراه راهبردی: میان جنگ و توافقی با پیامدهای گسترده برای خاورمیانه
الف) همزمان با تکمیل استقرار نیروهای آمریکا در خلیج فارس، چند واقعیت کلیدی درباره رابطه آمریکا و ایران هرچه روشنتر میشود.
ب) نخست اینکه چشمانداز دستیابی به توافق همچنان ضعیف است. تا زمانی که واشنگتن بر شروط فعلی خود پافشاری کند، بعید است تهران آنچه را که «امتیازدهی تحمیلی در حد تسلیم» تلقی میکند بپذیرد.
ج) در چنین شرایطی، ایران به نظر میرسد حاضر است خطر تشدید تنش — حتی احتمال حمله نظامی — را بپذیرد، تا اینکه با مطالباتی موافقت کند که از نگاهش اساساً تحقیرآمیز است.
د) همزمان روشنتر میشود که «حمله نمادین» گزینهای واقعبینانه برای دولت آمریکا نیست. حتی اگر هدف اعلامشده اجتناب از جنگی گسترده در منطقه باشد، حجم استقرار نیرو و تأکید بر وارد آوردن ضربهای معنادار، امکان اقدام محدود و مهارشده را بهشدت کاهش میدهد.
هـ) مشکل اصلی، ابهام راهبردی است. هنوز مشخص نیست هدف نهایی دولت آمریکا چیست، راه خروج قابلاتکا چه شکلی خواهد داشت، و آیا واقعاً میتوان روند تشدید تنش را کنترل کرد یا نه.
و) این عدم قطعیت بهویژه خطرناک است، با توجه به اینکه ایران ظاهراً رویارویی کنونی را چگونه تفسیر میکند. تهران با درس گرفتن از بحرانهای پیشین — بهویژه جنگ کوتاه اما شدید «۱۲روزه» و ناآرامیهای داخلی پس از آن — به نظر میرسد معتقد است این دور از تقابل، معطوف به تضعیف بنیانهای خود حکومت است. در چنین چارچوبی، این درگیری نه بهعنوان بازدارندگی، بلکه بهمثابه تهدیدی وجودی تلقی میشود؛ تهدیدی که مستلزم نبرد برای بقاست.
ز) در پسزمینه، تلاشهای دیپلماتیک فشردهای جریان دارد. بازیگرانی از قطر گرفته تا ترکیه میکوشند از تشدید تنش جلوگیری کنند یا دستکم آن را مهار نمایند. با این حال، فراتر از بیاعتمادی عمیق متقابل میان واشنگتن و تهران، شکافی بنیادین در برداشتهای راهبردی وجود دارد. دولت آمریکا ظاهراً فرض را بر این گذاشته که فشار اقتصادی و انزوای سیاسی ایران سرانجام این کشور را به امتیازدهیهای بیسابقه وادار خواهد کرد. اما در تهران، این تقابل بهطور گسترده تلاشی برای فرسایش ارزشهای اصلی انقلاب اسلامی تلقی میشود.
ح) در نتیجه، دو مسیر اصلی باقی میماند. مسیر نخست، یک توافق هستهای محدود و مرحلهای است: اعمال سقف بر ذخایر اورانیوم غنیشده، بازگشت بازرسان بینالمللی، توقف تشدید نظامی، و در مقابل، احتمال کاهش تحریمها.
مسیر دوم، یک کارزار نظامی گسترده است که اهداف نهایی آن تعریف نشده و پویایی تشدید تنش در آن بهشدت دشوار برای کنترل خواهد بود.
ط) انتخاب میان این دو مسیر نهتنها روابط آمریکا و ایران را شکل خواهد داد، بلکه میتواند توازن راهبردی خاورمیانه را برای سالها از نو تعریف کند.