همانطور که گفته شد نگاه سه قوه به مسئله جوانان بايد نگاهي ايجابي، پذيرنده و باز باشد و ادامه روند کنوني به نظر در آينده نه چندان دور ميتواند ضامن بحرانسازي در سطح ملي بشود.
ساز جدايي سازمان ملي جوانان از وزارتي
که به دنباله همين سازمان تشکيل شد، دوباره کوک شده است و معاون جوانان
وزير ورزش نيز در اين باره گفته که بحث کارشناسي براي استقلال دوباره
سازمان ملي جوانان تا رسيدن به يک تصميم قطعي و درست ادامه خواهد داشت و
قرار نيست به اين زودي تصميمي در اين باره اتخاذ شود.برجسته شدن اين خبر در
روزهاي اخير، مصداقي است بر اين که مسئله جوانان در ايران به ناحق و نابجا
و به طور پيچيدهاي درگير مباحث سازماني و ارگاني شده است. به گزارش انتخاب اگر
بخواهيم بنياديتر به اين مسئله نگاه کنيم بايد مسئله را به اين نحو مطرح
کنيم که رابطه جوانان با جمهوري اسلامي چگونه است؟ به بيان دقيقتر تعامل
سه قوه مجريه، مقننه و قضاييه با مسئله جوانان در ايران به چه شکل و از چه
جنسي است؟ ارگانيکي است يا مکانيکي؟ همدلانه است يا خطابهاي؟ و در نهايت
جرياني يک سويه است يا دو سويه و آونگي؟ براي مطالعه
اين موضوع ابتدا بايد عملکرد اين سه قوه را به طور جداگانه بررسي کرد و سپس
با توجه به معيارهاي امروزين و انتظارها و خواستههاي جوانان درباره آنها
قضاوت کرد که البته در حوصله اين چند سطر نيست. باري
اگرچه پرداختن به جزئيات اين مبحث نيازمند تلاش و مطالعات گستردهاي است،
اما ميتوان در سطحي عموميتر به بررسي رابطه سه قوه اعظم کشور و جوانان
پرداخت.به گواهي برنامههاي پخش شده از رسانه ملي، مصداق عيني «جوان» در
گفتمان رسمي کشور موجودي است که با آرايش صورت و پوششي ملاحظه شده و غالبا
متناسب با فضاي رسمي و اداري، غالبا با دو موضوع ازدواج يا تحصيل مواجه است
که در اين ميان به صورتي حاشيهاي و پرداخت نشده درگير موضوعاتي همچون
سربازي، اعتياد يا... ميشود. ناگفته پيداست که اين
بازنمايي از مفهوم جوان در رسانه ملي که نسبتا منطبق بر خوانش رسمي نهادهاي
اجرايي، تقنيني و قضايي هم هست، شباهت چنداني به آن چه در بدنه جامعه،
«جوان» ناميده ميشود ندارد. تقليل مسائل جوانان به
موضوع ازدواج و تقليل اين بحث نيز به «وام» ازدواج از مهمترين دستآوردهاي
برخي از نهادهاي حاکميتي از جمله مجلس شوراي اسلامي و رسانه ملي است که
البته شايسته اصلاح و تدقيق بيشتر است. بديهي است
ازدواج به عنوان يک سنت اسلامي، موضوع مهمي براي زندگي جوانان به شمار
ميآيد اما همه مسئله جوان نيست! و جوانان براي تشکيل خانواده و ازدواج
معطل تصويب يک وام سه،چار، پنج ميليوني نيستند که اين همه سازمانها و
ارگانهاي مربوطه درگير آن شدهاند. جوانان براي ازدواج نيازمند آرامش رواني، ذهني و کسب و کار هستند! چيزي که به هيچ وجه با وام و قسط و... تأمين نميشود. هماکنون فضاي جامعه براي جوانان بيش از آنکه نشاط آفرين و انرژي بخش باشد يک فضاي محدود شده و تهديد آميز است. ممنوعيت
آموزش موسيقي، ايحاد محدوديتهاي گسترده براي کنسرتهاي موسيقي، سينماها و
کافهها و عرصههاي عمومي مانند گالريها و پارکها، پيشگيري از برخي
تفريحات سالم همچون شاديهاي خياباني و... يک محيط شهري کم رمق و خسته
کننده را براي جمعيت جوان ايراني فراهم کرده است. اين
موضوع سبب زيرزميني شدن برخي از اين دسته موضوعها و يا گوشهگير شدن برخي
از جوانان و تمايل فزاينده آنان براي مصرف مواد مخدر، مواد محرک و مشروبات
الکلي شده است. افزون براين بالا بودن ميانگين سني
کارمندان رسمي در دستگاههاي سه قوه، رابطه سالاري به جاي ضابطه مندي در
جذب و استخدام کارمندان جوان، بروکراسيهاي پيچيده اداري و سازماني در مسير
خوداشتغالي و کارآفريني و.... نيز از مهمترين موانع دست يابي جوانان به
حداقل هاي معيشتي و رفاهي است. در اين باره نگاه نه
چندان واقع گراي نهادهايي نظير سه قوه به موضوع و مفهوم «جوان» موجب غامض
تر شدن مسئله جوانان در کشور شده و برهمين اساس براي آن دسته از جواناني که
در کادر رسمي و قالب بندي شده جوان صدا و سيمايي نميگنجند، رسميت چنداني
قائل نيستيم. در نتيجه اين امر، اين جوان به سادگي تن به جدايي از پيکره
قوانين و مقرات کشور در حوزه جوانان و در نهايت جدايي از فضاي رسمي نظام
ميدهد؛ نتيجهاي برخلاف آنچه رهبر انقلاب با جمله مشهور«جذب حداکثري و دفع
حداقلي» به آن اشاره کردند. در واقع جوان ايراني از
دوران کودکي و تحصيل در دبستان ضمن جداسازي از جنس مخالف و حساس کردن
کودکان به تفاوت جنسي و برجسته کردن اين امر در ميان کودکان و مواجه شدن با
مطالب درسي معمولا غيرراهبردي و... از فضاي باز و مناسبي براي شکوفا کردن
توانمنديها و استعدادهاي خدادادي خويش برخوردار نيست و در ادامه عمر خود
با قوانين دست و پاگير در حوزه فرهنگي کشور و اتهامهاي پيدا و پنهان
هنجاري و قانوني به جوانان، از اين حوزه دلزده شده و فضا را براي جماعتي از
افراد خاص و عموما نزديک به مديران و مسئولان فرهنگي کشور خالي ميکنند تا
قهر جوانان با فرهنگ رسمي کشور همچنان توليد و بازتوليد شود و عمده جوانان
ايراني فضاي فرهنگي رسمي کشور را غيرخودي قلمداد کنند. شايسته
است هم صدا و سيما و هم قوا به ويژه قوه مقننه نگاه به روزتر و بازتري به
مسئله جوانان داشته باشند و در اين مسئله با روحيه مشارکت جويي و حمايت از
فعاليتهاي فرهنگي، ورزشي، اقتصادي و سياسي جوانان، تحولي تاريخي در فضاي
بسته اين حوزه ايجاد کنند. يکي از روحانيان شهر ما
ميگفت: نماز و روزه جوان مؤمني که شادمان و گشادهروست است از درگاه
خداوند بيش از حد تصور آدمي ثواب و اجر دارد. همانطور
که گفته شد نگاه سه قوه به مسئله جوانان بايد نگاهي ايجابي، پذيرنده و باز
باشد و ادامه روند کنوني به نظر در آينده نه چندان دور ميتواند ضامن
بحرانسازي در سطح ملي بشود. از همين رو استقلال يا عدم
استقلال سازمان ملي جوانان به خودي خود ضامن هيچ تغيير و پيشرفتي در اين
حوزه نيست و اگر نگاه مديريتي به مسئله جوانان تغيير نکند، هر نوع تغيير
سازماني صرفا به معني بار کردن هزينههاي بيشتر بر دوش بيت المال است.