arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۱۶۷۰۳۰
تاریخ انتشار: ۵۸ : ۱۷ - ۲۵ خرداد ۱۳۹۳

تاج گردون: تندروها می‌خواهند بین رهبری و رییس جمهور فاصله ایجاد کنند/ فعال شدن ناطق نوری ناشی از احساس خطر است

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
یک سال از ۲۴ خرداد گذشته و حالا در فاصله کمتر از دو سال تا اسفند ۹۴ بحث انتخابات مجلس دهم داغ شده است. فعلا در این زمینه موضوع فعالیت های ناطق نوری به نفع جریان هوادار دولت از سر فصل های مهم محسوب می شود، موضوعی که باعث شده تا کم کم برخی از اصولگرایان که سابقا در زمره هواداران او بودند نگرانی خود را علنی کنند. همزمان دو جلسه رئیس جمهور با اقتصاددانان اصولگرا و همچنین جمع بزرگی از چهره های اصلاح طلب این تصویر را به وجود آورده که دولت در پی تهیه زود هنگام تدارکات ائتلافی برای انتخابات مجلس است.

غلامرضا تاجگردون، نماینده اصلاح طلب مجلس از جمله چهره هایی بود که در نشست مشترک رئیس جمهور با اصلاح طلبان حضور داشت و نقطه نظرات خود را هم به حسن روحانی گفت. او در ارزیابی خود از وضعیت تغییر و تحولات مناسبات جریان های سیاسی در گفت و گو با پیام نو از عدم درک مشترک دولت و مجلس سخن می گوید. همزمان که او معتقد است مجلس با همین ترکیب خود می تواند پتانسیل مناسبی برای همکاری با دولت باشد.

* اخیرا بحث بر سر نقش احتمالی آقای ناطق نوری در انتخابات مجلس دهم خیلی زیاد شده و حتی گمانه زنی هایی درباره حضور ایشان در ائتلافی با اصلاح طلبان وجود دارد. همانطور که در انتخابات ریاست جمهوری چنین اتفاقی افتاد. الان به عنوان یک نماینده اصلاح طلب مجلس ارزیابی شما از نقش فردی چون حجت الاسلام ناطق نوری چیست؟

- در هر صورت شرایط عمومی و سیاسی کشور طوری است که به هر حال یکسری تندروی در دو طرف اتفاق افتاده است. قطعا چیزی که مشخص است اینکه هر چه به این سمت برویم که افراد دلسوزتر و معتقل دور هم جمع شوند و کار را بهتر جلو ببرند خیلی موثرتر است. برداشت من با توجه به جلسات و بحث هایی که تا حالا انجام شده این است که اصلاح طلبانی که اعتقاد به حضور و کار در چارچوب نظام دارند، دارای یک ارزیابی واحد هستند. اول اینکه تندروها فاصله بین رئیس جمهور و رهبری را زیاد نکنند. چیزی که الان تندروها دارند سعی می کنند با کد دادن برخی از فرمایشات رهبری این کار را انجام دهند.

دومین نکته هم این است که جریان افراد و چهره های معتدل و اصلاح طلب را به جریان نظام پیوند بزنند، به عبارتی باید اتفاقی بیفتد تا فاصله ها کم شود و برداشت های متقابل به هم نزدیک تر شوند. برای چنین حرکتی قاعدتا باید یک روش مشخص تعریف شود و برای این روش مشخص هم نیاز به استراتژی مشخص با همراهی افرادی است که روش را قبول دارند. وقتی این روش را بخواهیم اجرا کنیم و بخواهیم اعتقادی هم چنین کاری کنیم، یک سری افرادی نیاز داریم که بتوانند جریان معتدل را حفظ کنند. قطعا وقتی اصلاح طلبان بخواهند چنین کاری کنند به این معناست که با نگاه و روش های گذشته خود نمی توانند کار کنند. چهره هایی مثل آقای ناطق نوری و خیلی های دیگر در جریان اصولگرایی می توانند به این فرآیند کمک کنند.

* مثلا چه کسانی؟

- به نظر من آقای لاریجانی یکی از همین نیروهاست که می تواند در این فرآیند نیروی کمکی باشد.

* یعنی شما این احتمال را می دهید که مثلا آقای لاریجانی وارد یک ائتلاف انتخاباتی با طیف هوادار دولت شود؟ همینطور این سوال در خصوص آقای ناطق نوری هم می تواند مطرح شود.

- من به انتخابات نگاه نمی کنم. نگاه من در این بحث معطوف به کل معادلات سیاسی است. انتخابات و آنچه در آن اتفاق می افتد خودش بخشی یا شاید بتوان گفت نتیجه این معادلات و مناسبات است، یعنی من اعتقاد دارم این یک نیاز پیشینی برای انتخابات مجلس دهم است و بدون آن خطر تندروی ترکیب مجلس آینده را تهدید می کند. حالا اگر تندروی هم نباشد، بدون برطرف کردن این نیاز پیشینی، مجلس دهم از قدرت زیادی برخوردار نخواهد بود و به لحاظ سطح فنی و کارشناسی در مباحث مختلف افت می کند. این وضعیت یک تهدید عمومی است که همه طیف ها را در بر می گیرد و به عبارتی می خواهم بگویم فعال شدن آقای ناطق و یا شیوه کاری که آقای لاریجانی در قبال دولت در پیش گرفته می تواند ناشی از یک اعلام هشدار غیر رسمی در سیاست داخلی ایران باشد که همه اینها در کنار اصلاح طلبان معتدل از تندروهای دو سر طیف های سیاسی احساس خطر کرده اند. حالا این وضعیت و ادامه معادلات احتمال دارد به یک چینش یا ائتلاف خاص انتخاباتی هم برای مجلس دهم برسد. اما اینکه این ائتلاف چه خواهد بود نیازمند این است که اول تکلیف فضای قبل از آن مشخص شود. کسی پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم نمی دانست که ائتلاف های انتخاباتی مجلس نهم چگونه خواهد بود. الان هم ما در قبال انتخابات مجلس دهم در همین وضعیت ابهام قرار داریم.

* من یک توضیح بیشتر در این زمینه می خواهم. از نظر شما الان چه اتفاقی در حوزه رسمی سیاست در حال وقوع است؟ یعنی نیروهای سیاسی یا همان جریان ها چه تغییراتی در نقش و جایگاهشان را شاهد هستند؟

- ببینید الان یک جریان که خودش ائتلافی بین اصلاح طلبان و معتدلین بوده مشغول تلاش برای درک متقابل یک جریان معتدل اصولگرایی است، در این مرحله قطعا حرف زدن از ائتلاف انتخاباتی خیلی زود است، یعنی ما اینجا الان سه طیف سیاسی عمده داریم که هر کدام توانایی ها و قدرت های خاصی دارند. اصلاح طلبان مثلا پایگاه اجتماعی قوی تری دارند، اصولگرایان معتدل نفوذ بیشتری در حاکمیت دارند و مثلا معتدلینی مثل آقای هاشمی و یا خود آقای روحانی دارای یک مقبولیت و مشروعیتی در میانه این دو طیف و البته در میانه حاکمیت و مردم هستند که می توانند به عنوان لولا عمل کنند. خب اینها هر کدام بر اساس داشته های خود یک جور عمل خواهند کرد. مساله الان رفتن به سمت درک متقابل و عبور از یک سری مسیرهای سخت است که خیلی جلوتر از انتخابات پیش پای این نیروها هستند. مهم این است که این طیف ها برای غلبه بر جریان تندرویی که رقابت سیاسی را به جنگ مرگ و زندکی تبدیل می کند چگونه با توجه به توانایی های خود دست به هم افزایی بزنند. شاید البته بعد از این هم افزایی در جریان یک رقابت سیاسی باز به رقابت با هم بپردازند، اما مهم این است که این رقابت دیگر مرگ و زندگی نیست، بلکه با شاخصه های مدرن تری انجام می شود.

خود این طیف ها هم می دانند که نمی توانند این مسیر را دور بزنند و مجبور هستند این راه را طی کنند تا به مرحله انتخابات برسند. پس طبیعی است که اول برای این برنامه ریزی کنند. الان مشخصا آقای ناطق نوی به جریان اصلاحات خیلی نزدیک شده است، اما این نزدیکی بیشتر معطوف به موفقیت دولت و مجموعه برنامه های نظام در ماه های ÷یش رو است که انتخابات قسمتی از آن است، نه تمام آن.

* شما در جلسه رئیس جمهور مسایلی را در محورهای مختلف مطرح کردید که موضوع کف مجلس و زمینه مناسبات بهتر مجلس و دولت از آن جمله بود. چه برداشتی را در این جلسه به دولت منتقل کردید؟

- کف مجلس به نظر من اعتقاد به یک جریان معتدل برای اداره امور مملکت دارد و یا حداقل پتانسیل گرایش به این سمت را تا حد بالایی برخوردار است. من اعتقاد دارم که آقای روحانی باید توجه بیشتری به این کف مجلس داشته باشد. به هر حال این دولت باید تا دو سال دیگر با این مجموعه کار کند و اگر کنار نیاید ضرر بزرگی خواهد کرد. دولت خود را قانون مدار و تابع تصمیمات مجلس نشان داده، اما این کافی نیست، یعنی الان سیاست در کشور ما اینقدر خط کشی شده و منظم نیست و رایزنی های چهره به چهره هنوز جایگاه بسیار قوی در مناسبات سیاسی دارد، یعنی صرف اینکه فلان فرد در جریان سیاسی همگرا یا نزدیک با دولت است تضمینی برای گرفتن موافقت و همراهی او نیست. دولت به این وجه سیاست توجه چندانی ندارد.

* آیا این کف مجلس که به آن اشاره کردید یک نیروی قاطبه برای حمایت از دولت را می تواند تشکیل دهد؟

- من حزبی نگاه نمی کنم. این کف یک نیروی جریانی است، به دلیل همان شاخصه هایی که گفتم. آن بحثی که من به عنوان نیاز پیشینی انتخابات مجلس دهم مطرح کردم یک وجه‏ اش همین جا است. الزاما این کف مجلس یک مجموعه ای نیست که مثلا در رقابت انتخاباتی یا هر رقابت سیاسی دیگری با دولت همراه شود اما در جریان پیشبرد برنامه های دولت می تواند کمک آن باشد، مثلا تصویب لوایح و برخی همراهی های دیگر. دولت الان به چنین چیزی نیاز دارد، این نیاز امروز دولت و مملکت و گروه های سیاسی است و انتخابات نیاز فردای آنان. دولت و اصلاح طلبان باید اول به فکر رفع نیاز امروز خود باشند.

* رفتار خود دولت در این زمینه چطور بوده است؟

- دولت نتوانسته برای این مساله ای که من عنوان کردم برنامه ریزی درست و مبتنی بر واقعیت داشته باشد. بحث من درباره موضوع کف مجلس در جلسه با آقای روحانی هم ناظر به همین موضوع بود که دولت در اینجا ضعیف عمل کرده است.

* مشکل به نظر شما کجاست؟

- درک متقابل وجود ندارد. نه از سوی دولت و نه از سوی مجلس.

* تصویر دولت از مجلس چگونه است که نتوانسته به چنین هدفی برسد؟ به عبارتی قوه مجریه آیا انتظارات خاصی از مجلس دارد که نتوانسته خود را با واقعیت آن وفق دهد؟

- این مساله دو طرفه است. دولت به نظر می رسد در برخی از قلمروها توانسته برنامه خود را جا بیاندازند، اما این کلی نیست. دولت طوری به مجلس نگاه می کند که انگار ما در یک کشور با نظام حزبی قوی و با جریانات سیاسی که خط و ربط آنها کاملا مشخص است مشغول کار است. در صورتی که مجلس ما چنین ساختاری ندارد و شکل رایزنی و روابط دولت با این مجموعه باید تغییر کند. قسمتی از مجلس هم همچنان در فضای روابط دولت سابق است و نپذیرفته که وزرای دولت جدید دید دیگری به مسایل اجرایی دارند. خب این وضعیت باعث می شود که رفتار متقابل این دو نهاد مناسب نباشد و خلایی در این بین ایجاد می شود که زمینه بروز تندروها را فراهم می کند یعنی می توانند از کوچکترین نارضایتی نمایندگان برای فشار به وزرا و دولت استفاده کنند چون طیف معتدل مجلس و دولت هنوز زبان مشترک خود را پیدا نکرده اند.
نظرات بینندگان